من یک جوانه ام
باغبانی * گیاهان آپارتمانی * گلهای فصلی * سبزیکاری * گیاهشناسی * عکاسی و کمی متفرقه 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

          بقول خواجه حافظ شیرازی : رفتم بباغ صبحدمی تا چنم گلی - آمد بگوش ناگهم آواز بلبلی - که فریاد می زد : آقاجا ن ! دست به گل ها نزن ! ولی اگه میخوای تصویر بگیر ! . . . - عجب !

          بله دوستان خوب ، موضوع از این قرار است که امروز باز فرصتی دست داد تا سری به باغ دوست هنرمندم آقای سلیمی بزنم و بهتر است که با یک گزارش تصویری شما عزیزان هم مرا همراهی فرمایید :

 

 

          مرکز گل و گیاه سلیمی ، اگر نگوئیم بزرگترین گلخانه آذربایجان ، حداقل یکی از بزرگترین آنهاست که در طی ده ها سال زحمت و ممارست که من خودم از نزدیک شاهد تلاش های این دوستان و مخصوصا مرحوم آقای حاج محمد سلیمی بودم ترتیب داده شده است و امروز کمیاب ترین گلهای ایران و جهان را می توانید در اینجا پیدا کنید .

البته قبلا در { اینجـــا } هم تصاویری از کوکب ها گذاشته بودم .

( بقیه در ادامه مطلب )


          البته من وقتی به گلخانه رسیدم ، گلها از نظر زمانی موقعیت ایده آلی نداشتند ولی باز چشمان زیبای شما را به دیدن تصاویری از کوکب های زیبا و متنوع دعوت میکنم :

 

 

 

 

 

          در این گلخانه با وجود سالن های بزرگ متعدد انواع گل ها پرورش داده می شود ک اکثر آنها مستقیما از کشور های خارجی وارد می شود و از این بابت با توجه به وضعیت نابسامان بازار و قیمت های نا متعادل دوست من آقای حسن سلیمی دل پری داشت ، مثلا با وجود داشتن انواع رنگهای گیاه وریزیا ، جهت تکمیل رنگ های موجود اخیرا 5 گلدان از یک کشور خارجی وارد کرده که برای خودش حدود 750 هزار تومان هزینه شده است ! و یا این چند قلم بذر را ببینید :

          فکر میکنید همین چند بسته کوچک بذر چقدر هزینه برای دوستم داشته ؟ شاید باور نکنید ولی میلغ فاکتور را توجه کنید :

          بله ! 1398/81 یورو ! حالا چکار باید کرد و یک بوته گیاه بعد از مدت مدیدی زحمت و مراقبت به چه قیمتی تمام خواهد شد ؟

          ولی در هر صورت باید کار را ادامه داد !

در اینجا لازم است به تلاش و پشتکار این دوستان اشاره کنم که وقتی پدر حسن آقا یعنی آقای حاج محمد سلیمی ، تصمیم به پرورش گل و گیاه گرفت در حقیقت از زیر صفر شروع کرد و در شهر کوچک ایلخچی ، در خانه مسکونی خودش بکمک خانمش کاررا شروع و شبانه روز کار کردند و بعد ها که خداوند حسن آقا و سه برادر دیگرش را به این خانواده عطا کرد و بچه ها بزرگ شدند همگی تا سرحد توان کار کردند تا به لطف خدا بوضع فعلی رسیدند پدرشان در عین حال که سواد آنچنانی نداشت تمامی شهر های گل پرور ایران و چندین کشور خارجی را زیر پا گذاشت تا مجموعه ای بی نظیر جمع آوری نماید و دست آخر هم جانش را در این راه گذاشت و چهار سال پیش وقتی برای خرید گل به شهرستان رامسر رفته بود متاسفانه در جاده ماشینی با این عزیز تصادف می کند و باعث فوت ایشان میگردد روحش شاد باد و اینک پسران سخت کوشش کار را ادامه میدهند - خدا قوت

 

 

          این فلفل ها هم گویا فلفل ماری هستند مثل لوبیای ماری !!!

          حسن آقا هم مثل همیشه مارا شرمنده می کنند ! امروز هم با انگور های شیرین ! دوستان مهربان واقعا جای شما خالی !

این گل را دراین منطقه مرجان میگویند و من نمی دانم نام علمی آن چیست :

روزگارتان همچون گلها زیبا و مثل انگور شیرین و مثل روز روشن و پر نور باد !

[ شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٢ ] [ ۳:٠٥ ‎ب.ظ ] [ حسین جاودانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد. اینستاگرام من : baghban65 پست الکترونیک : z_farshid@yahool.com
موضوعات وب
آرشيو مطالب
RSS Feed

کد جستجوی گوگل در سایت یا وبلاگ
جستجو در: