من یک جوانه ام
باغبانی * گیاهان آپارتمانی * گلهای فصلی * سبزیکاری * گیاهشناسی * عکاسی و کمی متفرقه 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

          سلام دوستان - جهت تنوع هم که شده ، گزارشی از یک سفر عکاسی برایتان تقدیم میکنم باشد که مورد توجه قرار گیرد .

          هفته گذشته بار دیگر سازمان عشایری استان آذربایجان شرقی ، از گروه ما دعوت بعمل آورد تا از عشایر دشت مغان تصاویری را تهیه کنیم ، بعد از انجام مراحل سفر ، ساعت 6 صبح روز جمعه سی و یکم خرداد ماه 92 از تبریز حرکت کردیم و بعد از عبور از شهر های اهر و مشکین شهر ، حدود ساعت 11 صبح به منطقه شابیل در دامنه کوه سبلان یعنی جاییکه عشایر در آنجا مستقر شده بودند رسیدیم .

          عشایر دشت مغان قبایل کوچ نشین هستند و فصل سرد زمستان در منطقه مغان ساکن می شوند و در تابستان به دامنه های کوه سبلان کوچ میکنند .

          قبل از اینکه به تصاویر عشایر برسیم ، موقع عبور از مشکین شهر خاطرات بسیار دور من زنده شد و تصاویری که در سال 1343 از این منطقه گرفته بودم با وضع فعلی آن اصلا قابل مقایسه نبود ! و بد نیست شما هم این تصاویر را ببینید ، آن موقع شهرستان مشکین شهر به ( خیاو ) و یا بقول خودشان (خیو ) مشهور بود ، رودخانه ای در انتهای شهر قرار داشت و در عمیق ترین نقطه رودخانه ، چشمه آبی قرار داشت و مردم برای آوردن آب ، کوزه بدوش تا اعماق این رودخانه میرفتند و تا به آب آشامیدنی دسترسی داشته باشند  :

( بقیه در ادامه مطلب )


 

لطفا به این تصویر دقت کنید :

          تصویر فوق العاده زیبایی است که در سال 1343 گرفته ام و جزو ماندگارترین آثار تصویری من است ، دو دختر جوان برای آوردن آب کوزه هارا بدوش گرفته و کاسه هارا بر سر گذاشته اند و جهت آوردن آب به عمق رودخانه می روند ، و حالا این تصویر را ببینید :

          آیا می توانید تصور کنید که این تصویر همان منطقه و همان رودخانه است ؟ ! و این جاده آسفالت همان مسیر پر فراز و نشیبی است که دختران بیچاره با هزار زحمت برای آوردن آب کوزه هارا بدوش گرفته و می رفتند تا با کاسه ای که همراه برده بودند کوزه هارا پرکنند و بخانه برگردند !

          در هرصورت گروه عکاسی ما مسیر خود را ادامه داد هرچند با مشکلاتی نیز مواجه شد :

          وقتی به منطقه رسیدیم ، مه فوق العاده غلیظی منطقه را پوشانده بود و فاصله بیش از 10 متر را نمی توانستیم ببینیم و به همه اعضای گروه بالاخص خانم ها سفارش کردیم که مطلقا از گروه جدا نشوند چون گم شدنشان حتمی بود زیرا موبایل ها آنتن نمی داد و هیچ علامت مشخصی هم در محل وجود نداشت :

 

          قطرات آب تمامی منطقه را پوشانده بود و تمامی لباسها و کوله پشتی ها و دوربین های مارا خیس کرده بود و این مسئله برای دوربین ها خطرناک بود و لذا فقط دو ساعت عکاسی کردیم و اجبارا از منطقه خارج شدیم و اینک تعدادی از تصاویری که من گرفتم تقدیم شما عزیزان :

 

 

 

 

 

          البته برنامه کار ما تهیه گزارش تصویری کامل از طرز زندگی و فعالیت های این کوچ نشینان عزیز بود که یک بار دیگر این کار را در سال 1390 انجام دادیم و بخشی از تصاویر را در اختیار سازمان عشایری استان گذاشتیم تا در نشریات و بروشور های سازمان مورد استفاده قرار گیرند و با وجود اینکه قبل از حرکت از چند سایت هواشناسی معتبر وضع هوای منطقه را مطالعه کرده بودیم و هوارا نیمه ابری پیش بینی کرده بودند ولی متاسفانه تغییرات ناگهانی جوی ، امکان کار را از ما گرفت و خدا با ما بود چون وقتی از منطقه خارج شدیم رابط ما تلفنی تماس گرفت تا از خروج ما مطمئن شود و از باران و تگرگ شدید و سیل ناگهانی خبر داد ! اخبار شبانه تلویزیون نیز از سیل وحشتناکی که در آنجا راه افتاده بود خبر داد و گویا چندین خانه را ویران شده و خساراتی ببار آمده بود !

          و این هم عکسی یادگاری از گروه عکاسی ما :

همیشه شاد باشید و دیگران را نیز شاد کنید !لبخند

[ یکشنبه ٩ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ] [ حسین جاودانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد. اینستاگرام من : baghban65 پست الکترونیک : z_farshid@yahool.com
موضوعات وب
آرشيو مطالب
RSS Feed

کد جستجوی گوگل در سایت یا وبلاگ
جستجو در: