من یک جوانه ام
باغبانی * گیاهان آپارتمانی * گلهای فصلی * سبزیکاری * گیاهشناسی * عکاسی و کمی متفرقه 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب


زری از یوسف می پرسد : « تو می دانی سووشون چیست؟»

یوسف می گوید : « یک نوع عزاداری است. همه اهل ده بالا امشب می روند »

زری می گوید : « برای همین در خانه هایشان را با گل بالا آورده اند؟ »

یوسف می گوید : « بله سفرشان چندین روز طول می کشد. »

زری افسرده می گوید : « دهی که خانه هایش در ندارد و اهل آن ده زیر درخت گیسو میعاد دارند تا با هم برود سووشون! »

یوسف می گوید : « یعنی سوک سیاوش. اهل ده بالا هر سال بعد از ذرو می روند و وقت خرمن کوبی برمیگردند »

هر دو سکوت می کنند. هوا در گرمسیر تاریک شده. اسب می رانند و به جلو خیره شده اند. پلک های زری داغ داغ است. آرام آرام اشک می غلتد روی گونه هایش. آنقدر آرام که یوسف نفهمد ... اما دیگر به هق هق افتاده. زار زار گریه می کند.

دستی اشکهایش را پاک کرد. دست عمه بود. گفت : « ترا به روح یوسف قسم می دهم که گریه نکنی »

کتاب سووشون - صفحه273

 

عنوان کتاب : سووشون

نویسنده : سیمین دانشور

انتشارات خوارزمی

چاپ هیجدهم - تیرماه 91

تعداد صفحه :307

قیمت روی جلد : 8000 تومان

چند روزی بود روی صفحه 242 کتاب را بسته بودم و طاقت خواندن ادامه داستان را نداشتم و دنبال فرصتی بودم تا وقتی ادامه داستان را می خوانم فرصت تنها بودن و سکوت کردن و فکر کردن را داشته باشم که خداروشکر در این چند روز این فرصت دست داد.

دوستانی که خواننده دائمی وبلاگ هستند خاطرشون هست که سال 90 آثار جلال آل احمد را خواندم و و در وبلاگ تا حدودی معرفی کردم و سال 91 آثار هوشنگ مرادی کرمانی ولی برای سال 92 برنامه ایی داشتم تا در سایت یک پزشک به مناسب دومین سالگرد سیمین دانشور مطلبی از فرانک مجیدی خواندم و تصمیمم بر این شد تا سال 92 سال سیمین دانشور برای من باشد. با سرچ در نت فروش آنلاین کتاب های ایشان را پیدا نکردم اما توسط یکی از دوستانم از نمایشگاه کتاب سه جلد از کتابهای ایشان دستم رسید. معرفی کتاب

کتاب سووشون به اندازه 1984 جورج اورول من را تحت تاثیر خودش قرار داد. جایی که حق در مقابل باطل قرار میگرد و باطل پیروز می شود. نه اینکه باطل همیشه پیروز باشد و لایق پیروزی اما یه جاهایی یه روزهایی قدرت دارد و با گرفتن جان حق خواه او را تا ابد خاموش می کند. حقی که گفته می شود گرفتنی است حتی به زور امااااا ...

در میان جنگ بین حق و باطل عشق پایمال می شود و این دردناک هست. انگار همیشه قانون دنیا بر این بود که عشق که خانه آن قلب است باید شکسته شود و باید از غم دوری معشوق خون بخورد.

وقتی یوسفی که عاشقانه زری را دوست دارد ولی فقط بخاطر حق خواهی در سن جوانی به دست نیروهای متجاوز به کشور کشته می شود ، من به عنوان یک زن غمی که در قلب زری هست ولو اینکه سالیان پیش اتفاق افتاده  یا در کتاب داستان هست را حس میکنم. این داستان همیشه دوران برای خیلی از انسان ها واقعا اتفاق افتاده است.

یوسفی که هم خان بود و هم خان زاده . یوسفی که ثروت داشت و رعیت. یوسفی که در خارج از کشور درس خوانده بود و مسلط به زبان انگلیسی. یوسفی که از زیبایی شهره عام وخاص بود ، اما این حق شناسی و حق طلبی باعث شد که کشته شود.

انگار همیشه باید خوب ها خیلی زود این دنیا را ترک کنند و ای کاش واقعا آن دنیا جایی باشد که ظرفیت این خوبان را داشته باشد.

توصیه میکنم این کتاب را بخوانید و از خواندن دید بهتری به این دنیا پیدا کنید. قبلا فکر میکردم باید هر چیزی را تجربه کرد اما الان میفهمم با مطالعه می توان تجربه های دیگران را در قالب داستان درک کرد و با دید روشن تری به این دنیای گذرا نگریست.

[ جمعه ۱٧ خرداد ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ ] [ زهرا فرشید ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد. اینستاگرام من : baghban65 پست الکترونیک : z_farshid@yahool.com
موضوعات وب
آرشيو مطالب
RSS Feed

کد جستجوی گوگل در سایت یا وبلاگ
جستجو در: