این عکس را سوم فروردین ماه گرفتم ولی الان فرصت شد با شما به اشتراک بگذارم.

این دوتا درخت شب خسب را خودم جلو در همسایه البته به میل خودشان کاشتم.

چهارسال پیش بذرشان را از پارک جمع آوری کردم و کاشتم و یکسال بعد هم همین جایی که میبینید کاشتم و در حال حاضر که دارم این پست را مینویسم همه برگها جوانه زده اند و درخت به گل نشسته است.

در فصلی که هوا سرد میشه یعنی از آذرماه برگهای درخت زرد میشن و به مرور میریزن و تا اواخر فروردین و با گرم شدن کامل هوا درخت لخت و بی برگ می ماند ولی در عوض در اوج گرما درخت پر از برگ و زیبا میشود. من عاشق بوی گلهای شب خسب هستم.

می توانید پست های قبلی در مورد شب خسب را در اینجا ببینید.

درخت سبز و بزرگی که سمت چپ تصویر میبینید و پشت شب خسب هست درخت انبه ایی است که قبلا در موردش صحبت کردم و میوه های ریز اما خوشمزه ایی دارد.

 

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------

علت اینکه این چند روز نبودم و وبلاگ بروز نشده این بود که مجبور شدیم مادرم رو اورژانسی عمل کنیم و این چند روز درگیر بیمارستان بودم و فعلا هم مرخصی گرفتم تا کاملا در خدمت ایشان باشم. به امید اینکه هر چه زودتر خوب بشن مژه

از ته قلبم برای سلامتی همه انسان ها به ویژه پدرها و مادرها دعا میکنم.قلب

[ یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ زهرا فرشید ]