من یک جوانه ام
باغبانی * گیاهان آپارتمانی * گلهای فصلی * سبزیکاری * گیاهشناسی * عکاسی و کمی متفرقه 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

در همه لهجه ها اسم بعضی از اشیا و موجودات تغییر میکنه و خاص اون منطقه و یا محدوده خاص جغرافیای است. مثلا بوشهر و فارس و خوزستان اصطلاحات مشابه زیاد دارند ، البته بوشهر بیشتر با خوزستان وجه اشتراک بیشتری دارند بد ندیدم در این فرصت چندتا از این اصطلاحات رو بگم ، امیدورا براتون جالب باشه .

ایده این پست را از صفحه گویش بوشهری در فیس  بوک گرفتم و کلماتی که دوستان زحمت کشیده بودن و نوشته بودن را کپی کرد.


جوجه مرغ= بوچیل

مرغ مادر = دیگون

کبوتر = کوموتر

مرغ تخم گذار = باری
مارمولک خانگی= کَلبوک
بزغاله= کَهره
گوساله= گودَر
قورباغه= کُربَک (korbak)
مورچه= موری ( mori )
پشه و مگس= پَخچِه
گربه= گولی
موش= مُشک (moshk)
سوسک= تِتو (tetu)
موش صحرایی= جَربوس
مارماهی= ناچوس
ماهی مرکب = خَسّاک ( khasak )

کوسه = بمبک (bambak )
جوجه تیغی= زِزو (zezu)
خرچنگ= گَبگو(gabgu)

پرستو = پیلیسوک ( pilisok )

اردک = بشوش



پرندگان یا بقول خومون بانده ها:

دیگون: مرغ مادر

بشوش: اردک

گوجیک - بندشک در برخی دگویش های استان.

کُموتر: کبوتر

کموتر چوینی: کبوتر چاهی ( به رنگ آبی و وحشی)

کاکیسو: کاکای یوسف - از کبوتر سانان و کمی کوچکتر از کبوتر با یک طوق پشت گردن که آوازی حزین دارد، یا کریم در شهرهای دیگر، موسی کو نقی در خراسان، کاکا یوسف در خوزستان. پرنده ی معروف صلح که از سفید تا خاکستری رنگش یافت میشود. در بوشهر کموتر باغی یا کُکیسو جیلم هم گفته میشود.

کُرّی: قمری، کمی کوچکتر از کاکیسو که بیشتر در شهر ها یافت میشود.

کلاغ سوزک - قلا سوزک: سبز قبا، از خانواده ی زنبور خواران.

قلا چیرو: پرنده ای با همان مشخصات بالا و صدایی شبیه جیر جیر ( احتمالا با کلاغ سوزک یکی است)

پی دم : چشم سنگ، نوعی پرنده ی کوچک با گوشتی خوش طمع که در گذشته شکار آن سرگرمی کودکان بوده است.

چغول: پرنده ی مشهور چکاوک کاکلی، Skylark،

پندوک - ترنی - ترنسک: پرنده ای کوچک به رنگ خاکی، نوعی فنچ پر فعالیت.

سختونک: نوعی سینه سرخ.

شی بافه روَک: پرنده ای لاغر اندام و تر و فرز که از تنگ ترین مکانها عبور میکند، به رنگ قهوه ای با دم بلند و پاههای قوی و بلند. این پرنده در زیر بافه های جیلم ( حاصل برداشت شده) پنهان میشود. RoadRunner. شخصیت اول کارتون معروف کایوت و میگ میگ.

شالو:مرغ دریایی، به کبوتری که ارتفاع پروازی کمی دارد نیز گویند.

کوگ: کبک

سیاه چهر: سُهره

سِهره - سیره: نوعی فنچ آواز خوان به رنگ زرد و مشکی با یک ماسک قرمز، Goldfinch

دادک سیمون: مرغ سلیمان، هدهد، شانه به سر.

گاچی: دم جنبانک.

 

حشرات :

پخچه - پخشه: پشه و مگس

پخشه ی عسل: زنبور عسل


گنز: زنبور های بزرگ و بدون عسل به رنگ قرمز و خالهای زرد

گنز لولو: نوعی زنبور سیاه رنگ و بزرگ

موری: مورچه

رشمیز: موریانه

تتو: سوسک توالت و یا آشپز خانه ( سوسک خانگی)

بُتُل ت..و : سوسک سرگین غلطان که موقع احساس خطر بوی بدی از خود منتشر میکند. Beetle . وقتی اولین محصول فولکس واگن به امریکا رفت آنها نامش را بیتل گذاشتند و نام رسمی آن شد.

دی مریمو: نوعی سوسک کوچک به رنگ سیاه با خالهای قرمز.

تکتکو: سوسک سیاه رنگی که موقعع احساس خطر خود را به مردن میزند و با حرکت دادن بند دوم و سوم خود به صورت ضربه ای صدایی شبیه تیک تیک برای ترساندن شکارچی از خود در می آورد، سرگرمی کودکی ما.

گازری، سوسک زیبا و رنگارنگی که در نور دارای افکت است، اسباب بازی بچه های قدیم، آن را میخواباندند و بر زمین میکوبیدند، گازری ملاق بزن تا نون و حلوا بدمت، و این حشره طبق غریزه ی خود بالهایش را باز میکرد و به روی پاها برمیگشت.

اتل: نوعی کرم سفید رنگ با سر سیاه، به عنوان طعمه ی سر شاخک برای شکار پرندگان، گاهی نیز سرش را در دست میگرفتن و او روی انگشتان میرقصید.

میگ: ملخ ( واژ ی کهن پارسی).

میچیچک: ملخ کوچک، گاه برای افراد ریز نقش یا کوچک اندام به کار میرود.

اسب شیطون: آخوندک

پرپروک: پروانه و شاپرک

دندیله: هزارپا

اشاره به واژه ی گُزین در رابطه با عقرب شد، این واژه در دشتی رواج دارد

خ..یه گزوک: عنکبوت به علت خطر ناک بودن گزیدگی این حشره در قسمت حساس بدن آقایان ( ادب حکم میکنه پوزش بخوام)

پینه دوز: کفش دوزک.


موجودات دریایی :


میگو: میگ: ملخ - او : آب، همان ملخ دریایی، این واژه در بوشهر فقط کاربرد داشته و در مناطق دیگر شاخآب پارس آن را با واژه ی عربی ربیون میشناختند.

دی میگو: شاه میگو، لابستر.

گبگو- سنگو: خرچنگ، واژه ی دوم سنگ آب تفسیر میبشود.

بمبک: کوسه

بمبک سوس: نوعی کوسه که دو شاخک مانند سبیل دارد.

بمبک جلتی: جلت : وسیله ای که با آن نان به تنور میزنند. سفره ماهی.

بمبک گرگ: کوسه ی معمولی خاکستری.

بمبک برقی: نوعی کوسه که جریان الکتریسته از خود خارج میکند

پیسو: دلفین، مرکب از واژه ی پیس که تغییر یافته ی پیشی به معنی گربه و آب است. هوشمندی و رفتار ملوس این موجود زبانزد است.

خساک: ماهی مرکب ، نوعی سرپا با 8 پای کوچک و دو پای بلند برای شکار.
با هشت پا تفاوت بسیار دارد.

شلمبوک: نوعی ماهی که در سواحل گلی زندگی میکند و با باله های خود بر روی گلها و خارج از آب راه میرود.

فریاله: عقرب دریایی، نیش آن زهر داره و باع نفخ معده میگردد و در صورت تاخیر در درمان احتمال مرگ نیز وجود دارد.

ززو: جوجه تیغی دریایی، طوطیا.

انگور دریا: گیاهی در دریا که مانند انگور است.

در مورد مُهیا همش سیتون نمیگم چون واردین همتون ماشالله، فقط بعضیاش که اسمشون خاصن سیتون میگم.

کوشک، ماهی لقمه، ماهی با بدنی صاف و نازک که در نوزادی چشانش در دو طرف بدن قرار و عمودی شنا میکندو هنگام بلوغ یکی از چشمها به سمت دیگر حرکت میکند و در یک سمت بدن قرار میگرد و افقی شنا میکند.!!!

مُهی کخو: نوعی ماهی با پشت قوز کرده.

بلا چنگو: سیزن پیغمبر نیز گویند، نوعی ماهی با پوزه ی تیز.

دختر ناخدا: ماهی زیبا با رنگ روشن و خالهای زرد.

[ جمعه ٥ خرداد ۱۳٩۱ ] [ ٩:۳۸ ‎ق.ظ ] [ زهرا فرشید ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد. اینستاگرام من : baghban65 پست الکترونیک : z_farshid@yahool.com
موضوعات وب
آرشيو مطالب
RSS Feed

کد جستجوی گوگل در سایت یا وبلاگ
جستجو در: