من یک جوانه ام
باغبانی * گیاهان آپارتمانی * گلهای فصلی * سبزیکاری * گیاهشناسی * عکاسی و کمی متفرقه 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب

          سلام دوستان بالاخره همان طور که عرض کردم خانم فرشید هم تشریف آوردند و خوشحالیم که مجددا جمع مان جمع شد !

          فردا سیزده نوروز است و هر کس به هر روش و شیوه که بتواند خودش را به طبیعت و فضای بیرون از شهر می رساند و شاید سبزه ای هم گره بزند تا بختش انشاءاله باز شود !

          البته اگر حاجت های بیشتری داشته باشید می توانید اینجوری گره بزنید !

          من در مورد سیزده بدر حرفی نمی زنم و اجازه بدهید شعر طنز (استاد ابوالقاسم حالت) را که بصورت بحر طویل سروده شده است تقدیمتان کنم و چند تصویر هم که سال گذشته از سیزده بدر تبریز گرفته ام ضمیمه اش میکنم :

          سیزده بدر - ابوالقاسم حالت

          سیزده روز گذشته است ز نوروز و در این روز فرحزا که بود سیزده­ عید، همۀ خلق، اگر پیرِ نَوانند، و گر تازه جوانند، بر آنند که در خانه نمانند، از این روی دوانند و به هر سوی روانند که تا رخت کشانند به صحرا و یکی گوشه خرم بگزینند، مگر بزم بچینند و در آنجا بنشینند و گل عیش بچینند و رخ بخت ببینند. دگر شمسی و نسرین و قمر، اکبر و عباس و صفر، با دل خوش صبح سحر، جسته ز جا مثل فنر، جامه­ خود کرده به بر، بقچه گذارند به سر، در سرشان عزم سفر، بسته بدین عزم کمر، رفته خوش از خانه به در، جانب هر باغ و در و دشت ، پی گشت ، غرض ، جمله به شور و شعف اندر تب و تابند و به هر سوی شتابند که یابند برای خوشی و عیش نقاطی.

( بقیه در ادامه مطلب )


          دختری پیر و پلاسیده و پوکیده و پوسیده و ترشیده و کوتاه قد و آبله رخسار، که از زشتی بسیار، بود لنگه کفتار و به دیدار، کند جلوه در انظار، چنان میوه لکدار، لبش چون لب دیوار و دهن چون دهن غار، کنون گشته پدیدار، در اطراف چمنزار، به صد عشوه و اطوار و نشسته است پری وار سر سبزه و بر سبزه گره می زند او تا که به وی رو کند اقبال و به صد عزت و اجلال، عروسی کند امسال و شود قسمت او از مدد بخت یکی شوهر نیک اختر و خوش منظر و خوش محضر و خوش گوهر و نیکو سیر و خوش قد و بالا و سهی قامت و زیبا و خوش اخلاق و فریبا و دل انگیز که هم ثروت و هم صحبت و هم صورت او در همه احوال برایش بشود مایه عیشی و نشاطی !

          هر که پابند خرافات بود ترسد از این روز که مشهور به نحسی است، ولی آگه از آن نیست که نحسی ز پی چیست، ز تقصیر گروهی است که از عاقبت اندیشی و تدبیر بدورند و گرفتار غرورند و از ایشان همه جا سر زند آن خبط و خطایی که شود مایه افسوس و ندامت، مثلا راه به هر جا که بری، جانب هر کس نگری، گشته بسوی سفری، در همه شهر بدین معتبری، کس نکند جلوه گری، چون به هر جا گذری، نیست ز آدم اثری، گشته هر کس ددری. زین سبب از دزد، عجب نیست گر آید به سرای من و سرکار و کند خدمت بسیار و برد مکنت سرشار و کند روز مرا تار و بدست تو دهد کار و کند کار تو دشوار، از آن روی که دزد از پی دزدی بود آماده و امروز بسی ساده بدین کار توان گشت موفق، که زن و مرد عموماً همه از شهر برونند و کسی نیست دگر توی حیاطی.

          این هم تندیس کلنل پسیان اولین خلبان ایرانی :

 

 

          ضمنا ، دوستان از شما چه پنهان که چند وقت پیش من هم گرهی زدم که خیلی گره بود ! البته به پیچک اناری ! که هنوز خوابه و از خواب زمستانی بیدار نشده !

          فکر میکنم این گره بخت تمامی افراد خانواده را باز میکند و حتی تازه ترین عضو خانواده یعنی آوینا خانوم را !

همیشه شاد و همیشه خوش باشید .

[ سه‌شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۸:٥۸ ‎ب.ظ ] [ حسین جاودانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد. اینستاگرام من : baghban65 پست الکترونیک : z_farshid@yahool.com
موضوعات وب
آرشيو مطالب
RSS Feed

کد جستجوی گوگل در سایت یا وبلاگ
جستجو در: