قالب وبلاگ

من یک جوانه ام
باغبانی * گیاهان آپارتمانی * گلهای فصلی * سبزیکاری * گیاهشناسی * عکاسی و کمی متفرقه 
لینک دوستان

هرکس به فراخور شغل یاعلاقه مندی، به اشیاء ، اجسام و موجودات اطراف خود نظر می افکند. از آنجائیکه من علاقه خاصی به گیاهان دارم به هر کجا که می روم به تنوع گیاهی آنجا توجه دارم. حدود سه سال پیش که برای خرید نهال به یکی از مراکز پرورش نهال در شهر ستان دزفول رفته بودم. درختی در محوطه نهالستان توجهم را جلب کرد. کسی از اسم علمی یا نام فارسی متداول آن اطلاع نداشت. اسامی مختلفی را هم که بیان می­کردند در هیچ  یک از منابع علمی نیامده بود. سال گذشته  موقعی که در حال عبور از خیابانی در شهرمان « بهبهان » بودم ، تاج درختی که از دیوار خانه ای بیرون آمده بود نظرم راجلب کرد. دقت که کردم دیدم این هم از همان گونه درختی است که در دزفول دیده ­ام. بالاخره پس از مطالعه منابع مختلف، پس از گذشت سه سال، موفق به شناسایی آن شدم.

   گونه گیاهی «خرنوب » با نام علمی    Ceratonia   siliqua و نام عمومی   Carob tree  یا Johns    bread  ازخانواده Fabaceae  که در بعضی منابع  Caesalpiniaceae قید شده است. برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد این درخت به وبلاگ ((بهبهان در گل)) مراجعه نمایید.

[ یکشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ] [ فرج الله دهداری نژاد ]

چند ماهی هست که منم با آپارتمان نشین ها هم درد شده ام البته بگم من زندگی در آپارتمان را دوست دارم و  گلایه ایی از آن ندارم.

یکی از بحث های زندگی در آپارتمان بحث پرورش و نگهداری گلها و کاشت سبزی است.

سالن خونه ما یک پنجره و در بالکن داره که نور خوبی را وارد خونه میکنه البته نور مستقیم نه . راستش من پرده نصب نکردم تا از نوری که وارد میشه به بهترین شکل استفاده کنم.

اون گل دراسنا که در گلدان زرد هست از دست گلی که برای خواستگاریم آورده بودند جدا کردم و کاشتم و الان به این بزرگی شده.

 

 

این گلدان ها نیز در صف هستند تا حقوقم را که گرفتم تعویض کنم. از بس گلدان گران شده . همین گلدان زرد 35000 تومان.

 

 

این زیر گلدانی ها جالب نیستند تو فکرم چی زیرشون بزارم که نمای گلدان را خراب نکند. شما ایده ایی دارید؟

 


ادامه مطلب
[ جمعه ۱٧ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٩:۳٩ ‎ب.ظ ] [ زهرا فرشید ]

همیشه اعتقاد داشتم که برای ادامه مسیر رسیدن به اهدافم به یک منبع قدرت  دائمی نیاز دارم. منبعی که به من انگیز و قدرت ادامه دادن را بدهد. احتمالا این موضوع شامل همه شما دوستان هم می شود. الان به یقین میگم اون منبع را پیدا کردم یا شاید بهتره  بگویم به یاد آوردم و با اعتقاد کامل میگم اون منبع خداست.

شاید الان پیش خودتون میگید : شاهکار کردی؟ تازه فهمیدی؟؟ یا شاید هم نگید اما من اینو میدونم که خدا برای منم مثل خیلی ها یک حضور دائمی و همیشگی داشته و از آنجایی که ذات انسان اینه که وقتی یه چیزی همیشگی شد تکراری میشه و اهمیت اون در ذهن کمرنگ میشه چون فکر میکنیم همیشه هست. برای من دقیقا همین اتفاق افتاده همیشه این موضوع در ذهنم تداعی میشد که خدا همیشه هست ولی امروز که در نهایت دلتنگی همسرم بودم ناگهان حس کردم چقدر دلتنگ خدا هستم از نهایت هم بیشتر...

از قضا با تغییر کانال تلویزیون دیدم شبکه1 تیتراژ فیلم شوق پرواز را پخش میکند. موقعی که به صورت سریال پخش می شد موفق به دیدنش نشدم اما امروز با حرص و ولع و اشتیاق زیاد نشستم وتماشا کردم. این فیلم بخشی از زندگی شهید عباس بابائی از خلبانان و فرماندهان برجسته ایران است. با بازی برجسته و محشر شهاب حسینی در نقش این شهید.

دقیقه به دقیقه این فیلم اشک ریختم بخاطر اینکه چقدر گاهی ما فراموش کار می شویم. در انواع برنامه های اجتماعی موبایل ها و کامپیوترها دم از اسطوره هایی میزنیم که حتی از صحت آنها مطلع نیستیم و افسانه های ملت های دیگر را چنان با ولع میبینیم و می خوانیم که انگار جزئی از ما هستند اما واقعا چقدر از بزرگان خودمان همین بزرگانی که چه در جنگهایی که در این سده اخیر جان خود را در ازای هیچ چیز مادی فدا کردن یا بزرگان علم و هنر و ... یاد میکنیم؟ به جرات میگوییم هیچچچچ. همه چیز در هاله ایی از ابهامات سیاسی نامرئی شده. وقتی در سطح جامعه و خانواده پای حرف همدیگر مینشینیم هر چیز میگوییم الا از بزرگان بلکه چیز جدیدی یاد بگیریم.

 راستش این روزها خیلی دلم برای کشورمان می سوزد ، دلم برای دور باطل خوردن چرخ مملکتم به درد می آید ، دلم برای جلو نرفتن کشورم ریش ریش می شود. آیا شما هم این احساس من را درک میکنید؟

وقتی فکر میکنم انسانهایی مثل ما اما با روحی بزرگ در صحنه های مختلف استقامت کردند تا ایران ایران بماند وامنیتش حفظ گردد و الان اینجور ایران ما با پوسته ایی زیبا از درون در حال خورده شدن است تمام غم عالم را بر قلبم حس میکنم. در جز خیلی کوچک تلاش میکنم که از خودم اصلاح را شروع کنم . هرگز دلم نمیخواهد بخاطر اختلافات سلیقه امنیت کشورم مثل کشورهای همسایه بهم بخورد. آرزوی اتمام جنگ و شروع صلح و آرامش را از ته قلبم برای همه دنیا دارم.

بر من خرده نگیرید فقط بخشی از افکارم بود و الان که دوباره خوندم حس کردم خوب نتونستم حق مطلب را ادا کنم. به بزرگواری خودتون ببخشید.

 

[ جمعه ۱٧ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٩:٢۸ ‎ب.ظ ] [ زهرا فرشید ]

عجب ملت فضولی دارم ... خنثی

گاهی چقدر نوشتن سخت می شود.

راستش موضوع جدی ایی نیست فقط دیروز خیلی کلافه شدم. بزارید یک روزم را با شما مرور کنم.

ساعت هفت می رسم اداره ...

- همکار یا دوستی : چه سحرخیز شدیا. برو بگیر برای خودت بخواب اینجا که صاحب نداره و ... ( یکی نیست بگه خودت چرا این موقع اومدی پس)

- همکار بعدی : خیر باشه ، مدتیه با تاخیر میای ( مگه تو نگهبانی؟ بر چه اساسی اینو میگی؟)

می خوام صبحانه بخورم ... مثلا یه لقمه کتلت با مخلفات دارم

- این چیه میخوری؟؟؟ وای من که حالم بهم می خوره ( خوب ذائقه تو فرق میکنه به من چه؟)

-چه حوصله ایی داری توووو ( یعنی تو صبحانه نمیخوری؟)

-چیزای سرده بدرد نمیخوره من که اصلا نمیتونم بخورم ( خو نخور)

- سعی کن اینجوری کنی یا اونجوری بخوری ( آخه به تو چه؟ سلیقه و ذائقه من اینه)

-بابا تو دیگه از کف رفتی کتلت مال صبحونه است مگه؟؟؟( به تو چه آخه خوب من صبحانه پختنی میپسندم)

نشستم پشت سیستمم ...

- اینقدر نشین پشت این کور میشی ، ارزش نداره

- پرفسور شدیااااا

-اینترنت خوب نیستا پر از فساده

-راستی فلانی عکستو تو اینترنت دیدم(انگار اینترنت یه سایته فقط )

میرم آب بخورم ...

- نگاه لیوانش

-چقدر آب میخوری ، برای شادابی پوستته؟

- خوشبحالت آّب میخوری من که اصلا نمیتونم.

پیگیر کاری هستم میرم اتاق مدیر ...

-ها چخبره؟

-چی گفت این لعنتی؟

-کار ریخت رو سرت؟ هیچی کار نمیکنه ها فقط از تو کار میکشن

- ولش کن ، محلش نزار

طرف اومد باهام رو در رو شده بعد یهو قیافه شو یه جور درهم کرده و با چشم و ابرو میگه بیا اینور ...

-چخبر رو صورت؟چراغونی کردی؟

-چی خوردی صورتت اینجوریه؟؟

-غذاتو درست

- به پوست برس تو جوونی

یا طرف اومده تو اتاقم از عطسه کردن تک تک اعضای خانواده اشون تا حرفاشون و کاراشون تعریف میکنه اونوقت نگاه ساعت میکنم تا وقت رفتنه و همه انرژیم برای این چیزها هدر رفته :(

البته این فقط تو اداره بود تو جمع های دیگه هم وضع همینه.

یعنی هر کدام از اینها خودش نفس گیره و کلی از وقتمو تلف میکنه. من بیچاره شب قبل کلی برنامه ریزی میکنم ولی همین آدمای فضول مگه میزارن. آخه حرف رت و پرت چقدر؟؟؟

گاهی فکر  میکنم اون سابقه تمدن و فرهنگی که همه ازش حرف میزنن راست بوده؟ کجاست که اثری از نمونده؟

یعنی تو زندگی شخصی خودمان یا در مملکتمان کارهای دیگری نیست؟ چرا این وقت را صرف مطالعه نمیکنند؟ یه داستانی یه رمانی. حداقل به هنرهای دستی بها بدهند و هزار کار دیگر ...

[ سه‌شنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٧:٢٩ ‎ق.ظ ] [ زهرا فرشید ]

این پست توسط زری خانوم از ساری تهیه شده است.

تابستان فصل رسیدن تمشک است چه تمشک وحشی  وچه  تمشک پرورشی . پارسال بهار 2 بوته تمشک بدون خار کاشتیم از تابستان پارسال شروع به تمشک دادن کرد البته با یک خوشه و امسال با چند خوشه بیشتر.

با مقایسه ی تمشک وحشی و اهلی می توان تفاوت آن را در اندازه میوه و شکل درخت و روندگی مشاهده کرد یک بوته پرورشی داخل جعبه کاشتیم , ویک شاخه هم در گلدان خواباندیم تا پاییز ببریم در باغ بکاریم.

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٧:۳٠ ‎ق.ظ ] [ زهرا فرشید ]

یکی از دوستان این عکس ها را برای من ایمل کرده و سوالاتی داشته که در حد دانشم جواب خواهم داد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

سلام خدمت شما

از پاسخ شما در قسمت نظرات متشکرم.
 تعداد 3 عدد بامبو دارم که حدود 4 ماهی است آنها را خریدم(من در تهران بوده و هوا گرم وخشک است) یکی از آنها 2تا جوانه زده که مشکلی از نظر ظاهری ایجاد نکرده فقط اینکه کلا داخل آب قرار دارد میترسم که خراب شوند.آیا باید جدایشان کنم؟ یا برای ازدیاد بامبوها موثراند؟
جواب : برای این جوانه ها مشکلی پیش نمی آید ولی بهتر است مانند تصویر دوم با دو برش این دوتا را جدا کنید و در یک ظرف آب دیگر قرار دهید تا به نوعی تکثیر کرده باشید.
ریشه هایشان کمی نارنجی است آیا مشکلی دارند؟
جواب : نه مشکلی ندارند. میتوانید حتی آن ها را قیچی کنید. ولی اگر باشند در رشد و جذب آب بهتر عمل میکنند.
از قطره تقویتی هم تا کنون استفاده ننمودم آیا نیازی هست؟
جواب : استفاده کنید گیاه شاداب تر و قوی تری خواهید داشت ولی یکبار که استفاده کردید تا دفعه بعد حتما آب را تعویض کنید. زیرا تجمع بیش از حد کود مضر خواهد بود.
 چگونه تعداد بامبوهایم را زیاد نمایم؟
کم کم جوانه ها را جدا کنید جوانه خواهد زد. ولی می توانید ساقه های بلند را قطعه قطعه کنید و در آب بگذارید تا جوانه بزنند. اما توصیه نمیکنم چون احتمال جوانه ندادن زیاد هست و ممکن است ناامید شوید.
اصولا بامبوها چند سانتی متر داخل آب باشند خوب است؟
 
هرچه بیشتر در آب باشند در طول ساقه ریشه های بیشتری ظاهر می شود. بر اساس عمق ظرف و نظر خودتون عمل کنید. اگر کل ساقه هم در آب باشد ایرادی ندارد.

باز هم از وقتی که میگذارید بسیار ممنونم

 

 

[ شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٩:٢٠ ‎ق.ظ ] [ زهرا فرشید ]

سلام دوستان

موضوع پایان نامه ام تصویب شد و در مورد تنوع زنتیکی گونه ها رز با کمک مارکر ISSR هست. از آنجایی که اطلاعاتم در زمینه بیوتکنولوژی و ژنتیک کم هست نیاز به کمک و همفکری دارم. از دوستان اگر کسی هست که در این زمینه می تواند به من کمک کند ممنون می شوم به من اطلاع دهد.

ایمیل من : z.farshid@chmail.com

[ چهارشنبه ۸ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ] [ زهرا فرشید ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.
موضوعات وب
RSS Feed

کد جستجوی گوگل در سایت یا وبلاگ
جستجو در: