قالب وبلاگ

من یک جوانه ام
باغبانی * گیاهان آپارتمانی * گلهای فصلی * سبزیکاری * گیاهشناسی * عکاسی و کمی متفرقه 
لینک دوستان

چند وقت پیش در یکی از ادارات دولتی بوشهر بنابر سلیقه چند تن از پرسنل چند درخت کنوکارپوس را قطع کردند. به همین راحتی ...

جالبه وقتی از طرف سازمان پارکها با آنها تذکر داده شد کسی توجهی نکرد و بعد از اینکه مسئول فضای سبز منطقه تصمیم گرفت از طریق قانونی وارد شود ولی متاسفانه شنیدم با همکاری و صحبت تلفنی پشت پرده مدیران این ماجرا در نطفه خفه شد و این در حالی هست که من قبلا شاهد این بودم که وقتی چند نوجوان یک درخت جلوی تاکسی تلفنی  خود را فقط هرس کرده بودند آنها راه به مبلغ پنج میلیون تومان جریمه کرده بودند.

اینجا ایران است و میدان تاخت و تاز برخی مدیران که باعث می شوند بگویم صد یاد چنگیزخان مغول ...

 

 

 

 

[ جمعه ۳٠ آبان ۱۳٩۳ ] [ ۳:۳۳ ‎ب.ظ ] [ زهرا فرشید ]

امروز روز جمعه هست و در حالی که داشتم این چند پست اخیر را می نوشتم برنامه کتاب نامه از شبکه چهارسیما را نیز نگاه میکردم. در این برنامه به معرفی کتاب های مختلفی می پردازد و با خواندن بخشی از کتاب و همچنین نویسنده آن ما را در انتخاب کتاب کمک میکند. در دو قیمت اخیری که من دیدم کتاب های ادبی و مذهبی و چندتایی از بخش کودک را معرفی کرده اند.

بعد از معرفی کتاب جهت خرید الکترونیکی و پیامکی آن شماره تماس و آدرس می هد که برای افرادی امثال من که در شهرهای کوچکتر هستیم و دسترسی به کتابها مشکل است ، بسیار مفید و کاربردی است.

می توانید به سایت این برنامه نیز مراجعه کنید. لینک سایت

 

[ جمعه ۳٠ آبان ۱۳٩۳ ] [ ۳:۱٩ ‎ب.ظ ] [ زهرا فرشید ]

اگر نقشه شهر بوشهر را نگاه کنید ، میبینید خیلی بیش از نصف شهر شامل پایگاه های نظامی است و ما در حاشیه آنها زندگی میکنیم. دور تا دور این پایگاه ها دیوار وجود دارد که خصوصا در قسمت نوار ساحلی که بسیار پرطرفدار است و عصرها تعداد زیادی از مردم در آنجا به پیاده روی و دوچرخه سواری می پردازند و شبها نیز به شب نشینی و صرف شام.

چند سال پیش این دیوار را مقداری عقب برند و جاده عریضتر شد و توانستند یک باغچه کوچک کنار دیوار ایجاد کنند و گیاهانی مثل ناترک ، شمشاد اهوازی و گل کاغذی کاشتند که بسیار مورذ استقبال مردم قرار گرفت. قطعا دیدن ذیواری از گیاهان سبز و زنده جذابتر از یک دیواری سیمانی و بی جان است.

سمت چپ تصویر بعد ار خیابان منتهی به دریا می شود و سمت راست همان دیواریست که عرض کردم.

 

 

کشت گیاهان در نوار ساحلی یعنی جایی که در برخورد مستقیم با بادهای شور دریاست بسیار مشکل است. در این سالها تلاش زیادی شده تا گیاه یا گیاهانی انتخاب کنند و من و شما نیز همیشه نظاره گر این تلاش بوده ایم. در یک زمانی ساحل و بلوارهای بین جاده ساحلی پر شدند از فیکوس بنجامین و در زمان دیگر بجای فیکوس های خراب شده درختچه شیشه شور و کمی بعدتر کنوکارپوس جابگزین شدند و البته شمشاد اهوازی و ناترک و یوکازنگوله ایی نیست وجود داشته و دارد اما چیزی که الان دیده می شود چیزی جز بلوارهای بی نظم از نظر کشت گیاهی و گیاهای ضعیف که کج شده اند و قسمت رو به دریای آنها خشک شده است چیز خاصی دیده نمی شود. آنچه که من تا کنون دیدم بهترین جواب را برای کشت در وسط بلوارها گل ابریشم یا شب خسب داده که از قدیم الایام بسیار کشت میشده و الان درختان قدیمی آن وجود دارند و البته درختان جدید کشت شده از آن نیز گواه بر حرف من است ، می باشد.

این را هم باید بگویم که در بخش ساحلی جلالی و شغاب در وسط بلوار پرچینی از شمشاد اهوازی و وسط آن گل ابریشم کشت کرده اند که بسیار زیبا و چشم نواز است.

همین دیوار سبزی که از آن حرف زدیم نیز گیاهان آن به مشکل خشکیدگی شاخه ها مبتلا شده اند چون فضای کشت کمی وجود دارد و مدام بادهای شور دریا به آن میوزد در نتیجه گیاهان خاصی را می طلبد و باید بگویم در حال حاضر شمشاد اهوازی بهترین جواب را داده است. این در حالی است که ناترکها شدیدا دچار خشکیدگی شده اند و گل کاغذی هم که عملا کاشت آن آنجا جز اشتباه چیزی نبوده است مگر اینکه بگذارند شاخه های آن با بالای دیوار برسند و دیگر بگذارند در آن بالا شاخه و برگ بدهد تا بتواند با گلهای زیبای خود آنجا را زیبا کند پس بهتره فعلا کمی صبر کنیم.

خیلی دلم میخواهد یک روز صبح نوار ساحلی را پیاده روی کنم و عکس های از گیاهان آن تهیه کنم. شاید هفته آینده این کار را کردم. انشا...

یک پیشنهادی که من دارم و شاید اصلا همچین بخشی باشد و فعالیت کند و آن اینست که بجای هزینه های بسیار زیاد شاید بهتر باشد همیشه برای هر گیاهی فرصت مطالعاتی در نظر گرفته شود و بعد اگر جواب داد توسعه یابد نه اینکه تا به ذهن من و امسال ما رسید که گیاهی قشنگ است بیاییم به صرف همین قشنگی کلی هزینه کنیم و آن گیاه مدتی بعد نابود شود و در واقع این سرمایه ماست که نابود میشود پس چه بهتر که کمی دلسوازنه تر و با حوصله برخورد کنیم.

 

[ جمعه ۳٠ آبان ۱۳٩۳ ] [ ٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ زهرا فرشید ]

اینم خانوم گل حساس ما که با کمی کاهش دما در شب برخی برگها زرد و برخی نیز خزان کردند و این یعنی که باید بیارمش تو خونه پشت پنجره آفتابگیر.

 

 

 

در تصویر زیر تا خواستم کاغذی پشت آن بزارم با یک تکان کوچک برگها شروع به جمع شدن کردند.

 

 

حدود دو سال پیش یکی از بینندگان وبلاگ که متاسفانه اسمشون رو فراموش کردم از مازندران چندتا از بذر این گیاه که به کوچکی دانه های عدس قرمز هستند داد و من تازه همین چند روز پیش بعد از اینکه 72 ساعت در آب خیساندم کاشتم و الان  میبینم که در کمال ناباوری من در حال رشد و جوانه زذن هستند.

 

[ جمعه ۳٠ آبان ۱۳٩۳ ] [ ٢:۱۳ ‎ب.ظ ] [ زهرا فرشید ]

به لطف یکی از دوستان خوبم (سحرجان) که باعث برگشت من به وبلاگ بعد از مدتی غیبت شد من الان صاحب گیاه آوا و سحرناز هستم.

فعلا در بالکن و در محلی نیمه سایه هستند و هفته ایی دوبار آبیاری می شوند. هوای بوشهر الان بهاری هست . فعلا همین اطلاعات را داشته باشید تا در آینده اطلاعات تجربی بیشتری با شما به اشتراک بگذارم.

با توجه به چند رنگ بودن برگ ها که بیشترین جنبه زیبایی آن است و حفظ آن ، وجود نور زیاد در محل نگهداری آن ضروری هست.

 

[ جمعه ۳٠ آبان ۱۳٩۳ ] [ ۱:٥٤ ‎ب.ظ ] [ زهرا فرشید ]

           خانم مهندس فرشید ، مطلب بسیار جالبی در مورد گیاه حساس یا قهر و آشتی مرقوم فرموده اند ، من خواستم چند کلمه اضافه کنم ،

          اولا اینکه این گیاه ، گلهای فوق العاده زیبایی هم دارد :

          ثانیا : گلها و برگهای این گیاه شباهت زیادی به ابریشم شب خسب دارد و مانند آن گیاه ، شبها برگهایش جمع می شود ولی ابریشم شب خسب نسبت به ضربه حساس نیست و فقط در برابر نور از خود عکس العمل نشان می دهد ، شباهت این گلها را ببینید :

 

          چیزی که برای من فوق العاده جالب است حباب های انتهای رشته های گل است که مرا بیاد چراغ های رومیزی زیبایی می اندازد که چند سال پیش در بازار موجود بود و در آنها یک دسته از رشته های فیبر نوری را جمع کرده و یکطرف آن فیبر های شیشه ای را در محفظه ای بعنوان پایه قرار داده بودند ، لامپی در داخل محفظه روشن می شد ولی نور با جلوه خاصی فقط از انتهای رشته های شیشه ای بیرون می آمد ! درست مثل این گلها !

شاد باشید و دیگران را نیز شاد کنید و فراموش نکنید که :

هــــر چهــــره ای با لبخنــــد زیبــــا تــــر است !

[ دوشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩۳ ] [ ۳:٠۸ ‎ب.ظ ] [ حسین جاودانی ]

این کتاب سومین اثر آقای خالد حسینی یک پزشک افغانی_آمریکایی هست. در پست های قبلی کتاب بادبادک باز و هزاران خورشید تابان از ایشان را معرفی کرده ام ولی بنظر من این کتاب از آن دوتای قبلی خیلی بهتر هست. داستان به شکل منظم در بخش های متفاوت کتاب جریان دارد و من هر بخشی را شروع میکنم حس میکنم در یک مسابقه دو نفس گیری هستم و وقتی تمام می شود تا چند ساعت در بهت و گیجی به سر می برم. البته من کلا آدمی هستم که زیاد تحت تاثیر کتاب ، موسیقی ، شعر و ترانه قرار میگیرم و همیشه از همه اشان جز کتاب بخاطر همین مساله دوری کرده ام.

این کتاب را اردیبهشت امسال به عنوان هدیه تولدم از برادر بزرگم هدیه گرفتم و متاسفانه تا همین اواخر فرصت مطالعه آن را نداشتم . این کتاب 487 صفحه دارد و من الان در اواسط کتابم و چون خیلی از مطالعه آن لذت بردم گفتم چرا زودتر این کتاب را به شما معرفی نکنم؟

دوستان عزیز اگر کسی این کتاب را مطالعه کرده با قصد مطالعه آن را دارد لطفا تجربه و دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارد. ممنون

عنوان کتاب : و کوهستان به طنین آمد.

نویسنده : خالد حسینی

مترجم : نسترن ظهیری

انتشارات ققنوس - 1392

قیمت : 26000 تومان

 

[ دوشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ] [ زهرا فرشید ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.
موضوعات وب
RSS Feed

کد جستجوی گوگل در سایت یا وبلاگ
جستجو در: